تبليغاتX
قرآن مصور - روايت 53 : چون سرآمد دولت شبهاي وصل ... بگذرد ايام هجران نيز هم / حافظ
تقديمي به ا. پرساي خوب و ميريام اش بابت ارادت فراوانش به دلگرمي هاي اين سوره و چشم روشني زندگي هميشه شيرين شان..

موضوع اين پست: دلگرمی به انسان

آيات ۱ الي ۶ سوره شرح

 ان مع العسر يسرا

 

أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ؟ /1/

 

وَوَضَعْنَا عَنكَ وِزْرَكَ ؟ /2/ الَّذِي أَنقَضَ ظَهْرَكَ /3/

 

وَرَفَعْنَا لَكَ ذِكْرَكَ ؟ /4/

 

فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا /5/

 

إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا /6/

 

آيا سينه ات را به نورى از سوى خود ( گشاده نكرديم ؟ «1»

 و بار گرانت را فرو ننهاديم ؟ «2»همان بار گرانى كه پشتت را شكست «3»

 و آوازه ات را برايت بلند نكرديم ؟«4»

  پس بى ترديد با دشوارى آسانى است  «5»

 )آرى) بى ترديد با دشوارى آسانى است

۱- تو راست می گویی... « فراموشی » در ذات آدمیزاد است. باید یک به یک شماره کني تا گذشته ها به یادمان بیاید. نشسته ای و با هر شمارش ، انگشتی توی مشت خم می کنی. نشسته ايم و قطره قطره عرق خجالت مي ريزيم. بیشتر نیازی نیست. ما زود فراموش می کنیم اما زود هم یادمان می آید. تنها دو سه پرسش کوتاه (به سبک زیبای همیشگی کتابت) کافی است تا به خاطر بیاوریم آن گذشته نه چندان دور اما سخت را که اگر قوت قلب مان نبودی ، چگونه می شد سختی اش را تاب آورد؟ می گویند آدمی باید آرزوهایش را روی کاغذ بنویسد تا وقتی به آنها رسید یادش باشد آن روزهای سخت و تشنه را چگونه پشت سر گذاشته تا به این روزهای خوش و سیراب رسیده است. می گویند آدمی باید یادش باشد زمانی چه آرزو می کرد و حالا که به همان ها رسیده است، حواسش نیست و چیزهای بیشترش را آرزو دارد. امان که آدمی را با «فراموشی» ، پیوندی دیرینه است و همین یک خصلت کافی است تا همواره ناسپاس باشد ...و کان الانسان کفورا. ختم این نکته ، فقط می تواند شبیه این از ته دل نیایشی باشد که خودت یادمان داده ای : «ربنا لا تواخذنا ان نسینا او اخطانا... پروردگارا ، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر»

۲- اما وقتی مخاطب تو پیامبر عصمت و رحمت باشد ، دیگر حرف ، حرف «نسیان و فراموشی» نیست. می شماری و به یاد می آوری تا « امید » ببخشی و سختی لحظه ها را مرهم باشی. اینجا حرف ، حرف « دلگرمی» است. امید ... دلداری ... نوید... بشارت ... دلگرمی. کاش فال شب و روزمان باشد این سوره. دلم می خواهد نامش را بگذارم «سوره دلگرمی». سوره ای که خدا به فرستاده ی خودش با زبان ساده می گوید: یادت می آید گذشته ها را ...؟ آن روزهای سخت را ... ؟ که چگونه بر تو آسان کردیم ...؟ پس نگران نباش ، کمی صبوری کن که این بار هم آسانی را با سختی قرین خواهیم کرد.لحظه ای از خاطرم گذشت که شنیدن الطاف این چنین بزرگوارانه حضرت دوست ، برای رسول رحمت چقدر سنگین و سخت بوده است.. اویی که سینه اش زادگاه مستقیم این وحی است که لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیته الله.. اگر این قرآن را بر کوه نازل می کردیم ، قطعا آن را از ترس خدا ، از هم پاشیده و فروتن می دیدی !

۳- کمتر پیش می آید قرآن ، آیه ای را عینا دوبار پشت سر هم تکرار کرده باشد مگر آنکه اهمیت بسیاری داشته باشد. بنابراین اگر آمده است فان مع العسر یسرا / و بلافاصله / ان مع العسر یسرا / نشانه بسیار خوبی است برای همه آنان که به رحمت ، عطوفت و مهربانی بی حد و حصر او ایمان دارند.. نشانه ای فراتر از یک دلگرمی.. نشانه ای شبیه یک « وعده قطعی و حتمی » .

۴- این شماره را گذاشته ام مختص عذرخواهی از تو . کم نیستند لحظه هایی که خسته از ابتلا سختی ها ، بارها به شکوه از تو پرسیده ایم پس  کو ، کجا ، کی ، کی ، کی محقق می شود این وعده حتمی و قطعی ...این آسانی؟ و او درست همین لحظه است که سکوت می کند ، حرف را به اتمام می برد و از « زمان » هیچ نمی گوید. پایان این سوره شاید تلنگری باشد که ادامه پاسخ را درون دلهای خویش دنبال کنیم. زمان، بعد کوتاه و غریبی است برای ما که گستردگی ابدیت را قادر به تصور نیستیم. زندگی شاید تنها ، ثانیه ای از این ابدیت باشد. صبور باشیم.

شاهراهي به سمت رويش

شاه راهي به سمت رويش ... به سمت حيات...

شايد همين باشد فلسفه « زخم ها » و « ترك هاي » زندگي !

ان مع العسر يسرا

« به راستي كه پس از هر سختي ، آساني است »

 

+ نوشته شده توسط فهیمه / ت در چهارشنبه 1386/09/21 و ساعت 9:47 قبل از ظهر |