موضوع : چهار سفارش مهم خدا به آدم ها!
با هزار ذوق به زبان نيامدني مي گويي:
بيقراري هايم را از پشت آن طرفهاي دنيا ، كسي بي خبر از همه جا زنگ مي زند و نشانه اي مي آورد :
و تواصوا بالحق و تواصو بالصبر! یعنی که آرام ، آرام !
خيره مي شوم به رگه هاي كوچك قرمزي كه نم نمك سر در مي آورند از كنار آن گنبد خضرا
كفر نيست گفتن از قداست چشم های سبزي
كه آبي مي شوند!
آبی.. آبی .. ، رنگ همه ي اشك هاي زلال دنياست.
عكس ستاره ي سياه درب و داغاني چون من هم وقتي مي افتد به آسمان سبز شما
همه چيز آبي مي شود..!
و رگه هاي كوچك قرمزي كه خودم نمي توانم توي چشم هاي خودم ببينم
اما حضورشان را حس مي كنم لابلاي اين لحظات.......

إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ﴾۲﴿
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ
وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ
سوگند به عصر که بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است
مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند
و يكديگر را به حق توصيه نموده و به شکیبایی سفارش کرده اند
نکته های راوی :
۱- دلم ترجمه ی خیلی ساده ای از این آیه برای خودش ساخته است : « قسم به همه ی عصر ها که آدم هر کاری بکند ضرر می کند. مگر اینکه (۱) ایمان داشته باشد و (۲) کارهای خوب بکند و (۳) به مردم دلگرمی بدهد و (۴) خودش هم صبور باشد. » خیلی مهم است. یادم بماند این چهار رکن زندگی. یادم بماند.
۲- تفسیر المیزان علامه طباطبایی را در مورد این سوره خواندم و یک نکته از آنهمه را به خاطر سپردم : « اين سوره ، تمامى معارف قرآنى را در كوتاه ترين بيان خلاصه كرده است. »
۳- خدا هم با چند جمله مفید و کوتاه ، چه چیزهای سخت و بزرگی از آدم می خواهد. این دستورالعمل ساده و گویا ، زمین تا آسمان فرق می کند با دستورالعمل های طویل و پیچیده و مبهم و به دردنخور ما که آخرش هم هزار تبصره دارد !
۴- و اما به گزارش خبرنگار ما در واحد آمار (!) ، کلمه « آمنوا » حداقل ۲۶۰ بار و عبارت « آمنوا و عملوا الصالحات » حداقل ۵۰ بار در قرآن آمده است که رکورد قابل توجهی است. میخواستم دنبال تفسیر عمل صالح بروم. ترجیح دادم مثل همان شبان ساده که موسی خرده اش گرفت با دل نگاه کنم اش. دل. دل. چه ها که نمی کند. غلیظ است.. مثل عسلی که از سر قاشق نمی چکد و نمی فهمی سنگینی اش از کجاست....مثل نیروی انباشته پشت سدهای آبی.. کافیست رها بشود تا دنیایی را در خود غرق بکند..
۵- از درک « عمل صالح » همین برای من بس که در سوره جاثیه آیه ۱۵ آمده است : « من عمل صالحا فلنفسه ... و من اساء فعلیها... ثم الی ربکم ترجعون. هركس كار خوبی انجام دهد ، برای خودش انجام داده است و هركس مرتكب بدى شود به زيان خود اوست ، سپس به سوى پروردگارتان باز گردانده مي شويد. » شاید صالح بودنش همین است که « بی دریغ » باشد. بی منتی و بی انتظار محبتی...
۶- گفتم « بی دریغ » ! این صفت را خیلی دوست دارم. مخصوصا وقتی بخشندگی و مهربانی تو ، کنارش می نشیند..مهر بی دریغ.............لطف بی دریغ..............بخشندگی بی دریغ................. حیفم آمد این دریغ ها را به نقطه ای ختم کنم. بی دریغ حتی خودش را بی دریغ به نقطه چین ها می سپارد!
۷- ربط خیلی مستقیمی به این آیه ندارد اما پنجره ی کوچک ICU حرفهای بزرگی دارد که با آدم بزند. گاهی لازم هست که کسی یادآوری مان کند که عمر آدمی به کوتاهی یک آه نیمه تمام است...هان ای زیان رسیده ، وقت تجارت آمد!

