تبليغاتX
قرآن مصور

فراموشكار...

وَإِذَا مَسَّ الإِنسَانَ الضُّرُّ

دَعَانَا لِجَنبِهِ أَوْ قَاعِدًا أَوْ قَآئِمًا

فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُ ضُرَّهُ

مَرَّ كَأَن

 لَّمْ يَدْعُنَا إِلَى ضُرٍّ مَّسَّهُ ﴿12

و چون انسان را گزند و آسیبی رسد،

 ما را [در همه حالات ] خوابيده يا نشسته يا ايستاده [ به يارى ] مي  خواند ،

 پس زمانى كه گزند و آسيبش را برطرف كنيم ،

آن چنان به راه خود ادامه می دهد که گويى

 هرگز ما را براى برطرف كردن آسيبى كه به او رسيده [ به يارى ] نخوانده است !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کدام دانشمند با کدام نظریه ..

بگو بیاید و ببیند چگونه

به فراموشی من اضافه می شود اما

از بخشندگی تو کم نمی شود!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

+ نوشته شده توسط فهیمه / ت در چهارشنبه 1385/03/31 و ساعت 8:49 قبل از ظهر |

چشم ها او را نمي بينند چشم دل اما..

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ

وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ

وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ﴿16

 انسان را آفريديم

و همواره آنچه را كه باطنش به او وسوسه مي  كند ، مي  دانيم 

 و ما به او از رگ گردن نزديك تريم 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 ........................!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

پی نویس : هر چه دیوان حافظ را گشتم بیتی که به صراحت ارتباط محکمی با این آیه داشته باشد پیدا نکردم. می دانم در بودش شکی نیست. مصداق روح همان حرف شکسپیر ( که نگران رفتن چیزها نباید بود اگر نصیب آدم باشد خودش با پای خودش برمی گردد ) ، دوست عزیزی گفت جایش را خالی بگذار مطمئن باش روزی پیدا می شود. جایش را خالی گذاشتم تا روزی.....

+ نوشته شده توسط فهیمه / ت در پنجشنبه 1385/03/25 و ساعت 10:48 قبل از ظهر |

كليد آسمان ها و زمين نزد اوست..

وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا

 

وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ

 

وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ

 

إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿۵۹﴾

 

 « لينك به اين آيه از سوره انعام »

 

و هيچ برگى نمي  افتد مگر آنكه آن را مي  داند ،

 و هيچ دانه اى در تاريكى هاى زمين ،

 و هيچ تر و خشكى نيست

 مگر آنكه در كتابى روشن [ ثبت ] است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 از ان مي گويند

گلدسته هاي درخت

كه بي اذن او

قافيه نمي شود

برگ با مرگ!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

+ نوشته شده توسط فهیمه / ت در شنبه 1385/03/20 و ساعت 9:16 قبل از ظهر |

(اي محمد) ماجراى فرزندان آدم را به حقيقت برايشان بازگو كه آن دو در راه خدا و به منظور نزديك شدن به او چيزى قرباني كردند. قربانی يكى از آن دو (هابيل) قبول شد و قربانی ديگرى (قابيل) قبول نشد.{هابيل گله دار و قابيل مزرعه‏دار بود.هابيل بهترين گوسفند گله خود و قابيل نامرغوب‏ترين گندم مزرعه خويش را براى قربانى تدارك ديد. هر يك قربانى خود را تقديم الهى نمودند. آتشى از آسمان فرود آمده و قربانى هابيل را طعمه خويش ساخت و قربانى قابيل را رها كرد. قابيل دريافت كه خداوند قربانى برادرش را پذيرفته و از او قبول نكرده است}(قابیل از روی حسد به برادرش‏) گفت: حتماً تو را خواهم كشت.(هابيل‏) گفت: خداوند قرباني را تنها از پرهيزكاران مى‏پذيرد و :

من دستم را به سوي تو دراز نمي كنم...

 

لَئِن بَسَطتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي

 

مَا أَنَاْ بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لَأَقْتُلَكَ

 

 إِنِّي أَخَافُ اللّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴿۲۸﴾

 

مسلماً اگر تو براى كشتن من دستت را دراز كنى ،

من براى كشتن تو دستم را دراز نمي  كنم 

 زيرا از خدا پروردگار جهانيان مي ترسم.

لينك به اين آيه از سوره مائده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انتقام ، ولع نکبت باری است

چوب کوچکی شان را میخورند

موریانه ها! 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

+ نوشته شده توسط فهیمه / ت در دوشنبه 1385/03/15 و ساعت 10:23 قبل از ظهر |

هرگز به حقیقت نیکی نمی رسید مگر ...! مانده ام که مگر یک جمله چهار ـ پنج کلمه ای، چقدر زیبا و عمیق می تواند باشد... باورتان نمی شود اما آنقدر حظ کرده ام از همین یک جمله کوتاه که دلم میخواست ده بار پیاپی آن را پست کنم! می بخشید که نتوانستم طاقت بیاورم و حرفی نزنم! محض خاطر شما دوستانی که می آیید و سرشار از لطف اید و حرفهای هر کدام تان آیه ای است برای من که در پی شناختن لحظه ای اویم ، سکوت می کنم تا خودتان قضاوت کنید:

جان نقد محقر است حافظ

لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ

حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ

وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ

 فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ﴿۹۲﴾

هرگز به [ حقيقتِ ] نيكى نمي رسيد

تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد 

 و آنچه از هر چيزى انفاق مي  كنيد [ كم يا زياد ، به اخلاص يا ريا ]

يقيناً خدا به آن داناست.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 لب تر کن

تشنه ، جان می بخشم!

دروغ ؟ بچه ها که دروغ نمی گویند

فقط ،

روزگارشان نمی گذرد

بدون خوش خیالی!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

پی نوشت : هرگز به حقیقت نیکی نمی رسید مگر ...! خواندن این جمله برایم چیزی بود شبیه به آنکه دوزاری کج ما آدم ها ناگهان بیافتد که : عجب! عمری کلمه « خوبی » برایمان از واضحات بوده است اما ظاهرا به همین سادگی ها نیست.......... نیکی باید به خورد مغز ِدل و هسته ی روح مان رفته باشد و انگار راه ها مانده تا به حقیقت آن برسیم. حالا به کنار آن « مما تحبـــــــــون » چه دایره ی بزرگ و تکان دهنده ای میتواند باشد از : خانه و زندگی و پول و طلا و ماشین و کار و فکر و علم و جان و خون و نفس و .......... سخت تر از همه ، آدم هایی که دوستشان داریم!! راستش جرأت آن را ندارم از خود بپرسم که چقدر طاقت می آورم تا « هر » چه از « آنچه » دوست دارم ببخشم؟؟؟ هنوز آنقـدر بزرگ نشده ام که پاسخش را در دلم بدهم و شرمسار و ناراحت نشوم!!!!!!

+ نوشته شده توسط فهیمه / ت در چهارشنبه 1385/03/10 و ساعت 11:5 قبل از ظهر |

إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ

 أَحَدُهُمَا أَوْ كِلاَهُمَا

فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ

وَلاَ تَنْهَرْهُمَا

وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا ﴿۲۳﴾

 هرگاه يكى از آنان ( پدر و مادر ) يا دو نفرشان در كنارت به پيرى رسند

 [ چنانچه تو را به ستوه آورند ] به آنان [حتی] اُف مگوى

 و به آنان پرخاش مكن 

و با آنان نرم و شايسته [ و بزرگوارانه ] سخن بگو 

لینک به این آیه از سوره الاسرا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در به در

دنبال کسی

شبیه مادر یا پدر !

قدرشان را بهتر از من و تو می داند

کودک پرورشگاهی!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

+ نوشته شده توسط فهیمه / ت در جمعه 1385/03/05 و ساعت 5:32 بعد از ظهر |